ارتباط ركن اصلي ايجاد حسن تفاهم و يا سوء تفاهم است. فرايند اشاعه و تبادل انديشه و افكار و عقايد و احساسات و تاثير و هدايت و كنترل و تغيير رفتار و يادگيري انسانهاست كه در اين راستا بيشتر بايد به هدف، نياز، علاقه، رغبت، توانمندي اطرافيان انديشيد. به عنوان يك پيامدهنده، كه اگر ارتباط با زمينههاي قبلي فراگيرنده سنخيت نداشته باشد، انتقال منفي صورت گرفته و آب در هاون كوبيدن است و اتلاف وقت.
ارتباط يعني برقراري مناسبات و تعامل بين دو طرف از طريق تحريك احساس و ادراك او. ارتباط يعني مبادله حقايق و وقايع و عقايد بين پيامدهنده و گيرنده پيام است، اگر ارتباط صحيح و منطقي برقرار شود، پيام گيرنده پويا ميشود، نه جزمانديش[1] كه پويائي در فرد احساس نياز به آموختن عارض ميكند. يعني:
- نياز
- ايجاد چالش
- كسب موفقيت
- رفتار هدفگرا
- انگيزش يافتن.
يعني فرمان زندگي را در دست گرفتن و تنشها را كاهش دادن و احساس هويت كردن، يعني چيستم و كيستم فرد و خويشتنداري و خود پليس خود بودن را عارض ميكند. ايجاد ارتباط صحيح و منطقي قواعد خاص خود را دارد.
1- زمان مناسبي جهت برقراري ارتباط انتخاب نمودن، يعني عوامل مخل و مزاحم فراگيري مثل خستگي، فيلم ديدن، عكس نگاه كردن، خواب، ناراحتي روحي و... نباشد تا اثربخش شود.
2- لحن صداي پيام دهنده. يعني با طمأنينه و آرامش صحبت كردن تا دلپذير باشد و بر دل بنشيند.
3- واضح و مبرهن و روشن صحبت كردن، نه با رمز و راز و گوشه و كنايه و تحقير و توهين.
4- خصائل مثبت را گفتن، سپس اشاره مختصر به خصلت منفي مدنظر نمودن، يعني ستارالعيوب بودن نه خلاق العيوب و عيب جو شدن.
5- به رفتار حين ارتباط جهت دادن، يعني رعايت ادب در حركات دستها و نگاهها و حتي كلام.
6- به نيازهاي معقول و منطقي او توجه داشتن، نه فقط نياز فيزيولوژيك، بلكه مهر و محبت و عاطفه و امنيت روحي و رواني و كسب موفقيت و خود شكوفايي و آرامش او انديشيدن.
7- تاكتيك به خرج دادن، يعني هنر استفاده از توانمنديهاي مخاطب و گفتگوي متقابل را تمرين كردن كه پاتكهاي مخاطب ارتباط را خنثي نكند، چون گفتگو و تعامل خود يك هنر است.
8- خوب گوش كردن به مخاطب چون بد گوش كردن ريشه اغلب مشكلات طرفين است.
9- چند بار گوش دهيم و يك بار خوب حرف بزنيم، چون زياد حرف زدن مينگذاري سر راه مخاطب است. كه پس از انفجار ديگر توجه به حرف نميكند.
با آنكه سخن به لطف آب است كم گفتن هر سخن صواب است
آب ارچه همه زلال خيزد از خوردن پر، ملال خيزد
كم گوي و گزيده گوي چون در تا زاندك تو جهان شود پر
گر باشد، صد ستاره در پيش تعظيم يك آفتاب از او بيش
علي (ع): سخن چون داروست، اندكش سود ميبخشد و بسيارش كشنده است.
10- علي (ع): رب السكوت ابلغ من الكلام. سكوت فصيحتر و بليغتر از كلام است.
رب القول انفذ من صول، چه بسا سخني كه از جنگ كارآيي بيشتري دارد.
سعدي:
دو چيز طيره عقل است، دم فروبستن به وقت گفتن و گفتن به وقت خاموشي
صائب:
در مقام حرف بر لب مهر خاموشي زدن تيغ را زير سپر در جنگ پنهان كردن است
11- در دل مستمع و مخاطب نفوذ كردن، يعني كردار صدق گفتار بودن.
اين نكته بدان تو اي سخندان شهير گر حرف تو بر نيايد از سر ضمير
هرچند كه مستمع بود پند پذير اندر دل مستمع ندارد تاثير
12- از روشهاي غير كلامي (صامت) مثل لب ورچيدن، آه كشيدن، اخم كردن، از گوشه چشم نگاه كردن، قهر و آشتي كردن، از تسهيلات محروم كردن و ... هر از گاهي استفاده كردن، البته نه حين بحث و ارتباط كه رغبت مخاطب را نسبت به ايجاد ارتباط كاهش دهد، بلكه زماني كه احساس كرديم ارتباط كلامي گذشته، كارساز نبوده است.
13- نصيحت نكردن يا مذمت نكردن در جمع.
گر نصيحت كني به خلوت كن كه جز اين شيوه نصيحت نيست
هر نصيحت كه برملا باشد آن نصيحت به جز فضيحت نيست
14- حين ارتباط، افراد را به رخ او نكشيدن.
15- زمان ارتباط، او را با ديگران مقايسه نكردن.
16- رفتار منفي او را به افراد خلافكار، تشبيه نكردن و رفتار مثبت او را به خود نسبت دادن.
17- حين ارتباط او را توانمند و پژوهشگر لحاظ كردن و جلوه دادن.
18- يادگيري آموزي را به او آموختن تا از ظرفيت و بالقوههاي خود بهره جويد و سپس از تقويت كنندههاي مثبت استفاده نمودن.
19- از افراط و تفريط در محبت، يا بيمحبتي، جداً پرهيز كردن.
20- طعم رياضت و سختي را با هم چشيدن، حتي اگر در اوج رفاه هستيم.
21- او را از واقعيتهاي محيط اطراف واقف كردن، بدون تحميل انديشهها، بلكه پس از آشنايي با واقعيتها نظرات او را به عنوان يك انديشه مهم جويا شدن و او را به انديشيدن واداشتن.
منبع: طاهر محمدزاده
[1] استوار، بیتغییر، و در ادامه و در تعریف «جزماندیش» آوردهاند: دارای گرایش به اندیشههای قطعی و تغییرناپذیر ـ دارای عادت و پافشاری بر باورها و عقیدههای از پیش پذیرفته شده و بیاعتنا به دلایلی که نادرستی آنها را اثبات میکند.